قبلي ::
خانه
:: بعدي
October 28, 2003
زندگی
زندگی رسم خوشاينديست
زندگی بال وپری دارد با وسعت مرگ
زندگی پرشی دارد باندازه عشق
زندگی چيزی نيست که لب طاقچه عادت از ياد برود
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دلهاست
زندگی هندسه ساده تکرار نفس هاست
هرکجا هستم، باشم، آسمان مال من است
پنجره فکر، هوا عشق، زمین مال من است
آری، آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی گیرنده پابرجاست
گر بیافروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه من است
Posted by Arvand at October 28, 2003 08:54 PM
نگو از زندگی!!!
نوشته شده توسط: sara در February 1, 2004 04:19 AM
doste aziz salam
az ashnai ba shoma khoshhalam. matlabe ramezan ra khondam jaleb bood albate be in matlab tavajoh kon cheshmha ra bayad shost .jore digar bayad did. khoda yarat.behem sar bezan va ageh toonesti linkam kon.
نوشته شده توسط: پرستوی مهاجر در October 31, 2003 06:12 PM
doste aziz salam
az ashnai ba shoma khoshhalam. matlabe ramezan ra khondam jaleb bood albate be in matlab tavajoh kon cheshmha ra bayad shost .jore digar bayad did. khoda yarat.behem sar bezan va ageh toonesti linkam kon.
نوشته شده توسط: پرستوی مهاجر در October 31, 2003 06:09 PM
زندگی شاید / یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبيلی از آن می گذرد/ زندگی شاید/ ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می اویزد/ زندگی شاید طفلیست که از مدرسه بر می گردد/ زندگی شاید افروختن سیگاری باشد، در فاصله ی رخوتناک دو همآغوشی/ یا عبور گیج رهگذری باشد/ که کلاه از سر بر می دارد/ و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می کوید: صبح بخیر
نوشته شده توسط: anita در October 31, 2003 05:59 PM
زندگی آتشگهی ديرينه پا برجاست
شاد باشي
نوشته شده توسط: mahdieh در October 31, 2003 01:55 AM
ژندگی آتشگهی ديرينه پا برجاست
شاد باشی
نوشته شده توسط: mahdieh در October 31, 2003 01:53 AM
خسته نباشی .گرمم کرد
نوشته شده توسط: علي اكبر كرماني در October 31, 2003 12:20 AM
یه قطره روشنایی
هدیه عشق به ماه
نور آفتابی ماه™
من به شمالينک دادم!
نوشته شده توسط: هادی در October 30, 2003 03:44 PM
خوب البته اينا که قشنگ بود ولی تو چرا ديگه سر نمی زنی...هان...موفق باشی و بای...
نوشته شده توسط: بیلیارد در October 30, 2003 04:45 AM
خوب البته اينا که قشنگ بود ولی تو چرا ديگه سر نمی زنی...هان...موفق باشی و بای...
نوشته شده توسط: بیلیارد در October 30, 2003 04:45 AM
بيچاره سهراب - بايد قبرش را توی ايران ببينی چه غريب افتاده - دلت براش کباب ميشه!
نوشته شده توسط: captain در October 29, 2003 12:23 PM
ميبينم که طبع شاعريت گل کرده !!! اما مطمين هستم که عاشق نشدی .
نوشته شده توسط: ابرخاكستري در October 29, 2003 07:44 AM
سلام . شاعر شدی ؟ نه ؟ عاشق چی ؟ نشدی ؟؟
نوشته شده توسط: kiavash در October 29, 2003 02:34 AM
سلام . شاعر شدی ؟ نه ؟ عاشق چی ؟ نشدی ؟؟
نوشته شده توسط: kiavash در October 29, 2003 02:33 AM
و البته:
زندگی شستن يک بشقاب است.
زندگی يافتن سكه دهشاهی در جوی خيابان است.
زندگی تر شدن پی در پی،
زندگی آب تنی كردن در حوضچه «اكنون» است.
(صدای پای آب - سهراب سپهری)
نوشته شده توسط: امير در October 29, 2003 12:38 AM
اين شعر از خودتون بود ؟:))))))))))))))))))))))))
نوشته شده توسط: کيميا در October 28, 2003 11:15 PM
نظرات